طلوع باران

دل نوشته های باران

 

 

خودکاری که بر کاغذ راه می رود

نوشتن را دوست می دارد

 

        "باران"


پرنده

سلام

خوبید شما!؟ دلم می خواد یه دل سیر براتون حرف بزنم ولی فرصتی نیست!

 

 

لبخند

بر راه می مانم

مردی در راه است

می خواند در  این تاریکی

نور می اید ! نور                   

 یا مهدی...

                        " باران"

 


تولدت مبارک

 

سلام این چندتا شعار رو تازه یافتمزبان

قسم به هر چی مرده/پرسپولیسی نامرده
قسم به هرچی تیمه/پرسپولیسی یتیمه
وقتی میره ورزشگاه/عصبانی برمیگرده

استقلال کشتی عشق است،

یارب ناخدایش باش!!

پرسپولیس تو بشکه،دنبال نون خشکه!!!قهقهه

 

با اینکه تازگیا ابی جونم باخته ولی  این شعارا رو واقعا" دوست دارم ،می دونید که چند وقت پیشا تولد ابی جونم بودزبان به کوری چشم بخیلا و حسودا "پرسپولیسیازبان" 66 ساله شد نازمنیشخند

 

شعار ما این است

رنگ خونمان ابیست

 

نام قدیمی باشگاه استقلال، تاج بود

                         "باران"


عطش

الاغی  که قانون سقراط را می خواند 

یا انسانی که در گل دست می شوید

این ذهن در جای خود  درد  دارد

من کفش های خدا را می خواهم

من به دنبال گام های مهتاب اینجایم

من به چشم دیده ام پرنده ای که تخم خود می درد

درختی که تبر را دوست می دارد

و هنوز مفهوم را تعبیر می کنم

اینجا چه فراوان است

چشمان طنابانی که بر گردن خاک ،اویزان , نگاه می کنند

فردا را می خوانند

فردایی با گام های کج 

من به دنبالحرف های  اقاقی زندگانی را تعبیر کرده ام!

در کنج اتاقم نزدیک بهت

خشکی دریا را تصویر کرده ام

سرنوشتی که راه می رود

دیواری که حرف می زند

ای وای من!کجایم؟

سال ها است که نسبیت را ثابت کرده اند

                        

                                                    "باران"


 

شلللللللللللللللللللللللاملبخند

شرمنده واقعا" خیلی در گیر بودمخجالت

دوستای گلم یه خبر خوب واسه من، می خوام شما رو هم توش سهیم کنم

دنیای معماری متحول شدزبان

جونم واستون بگه من سال 89 که کنکور دادم پیام نور رشت مهندسی مدیریت اجرایی  قبول شدم ولی اصلا" با روحیاتم سازگاری نداشت. واسه همین یه شیطنتی کردم دفترچه کنکور 90 خریدم راستشو بخوایین اصلا" نخوندم ولی رفتم کنکور دادم. خوب منم که...!!!!!!!!!!

90 با اینکه یک سال ادبیات نخوندم  54 درصد زدمااااااااااااااا

اینم باعث شد چون امسال اکثرا" ادبیات بد زدن با اینکه بقیه درسام نزدیک 10 ,20 بود ولی  34 هزار بیارم پارسال26اورده بودم . این کلاه لوک خوش شانس که رو سرم بود تاثیر گذاشت در کمال نا باوری امثال دیلمان لاهیجان مهندسی معماری اورد. خوب دیگه خواب این چند وقته داشتم کارای تطبیق واحدام میکردم رفتم معمارینیشخند

یه خاطره باحال ازین دویدنام واسه رفتن به معماری اینکه این پیام بی فروغ رشت کلی من می برد می اورد یه روز صبح که به خانوم عبداللهی زنگ زدم گفت: شما کدوم یکی بودی؟ "یه 10 نفری بودیم"

من گفتم:

همون خانومهههههههههههه ! مانتو کرمهههههههههههه! خنده

اینم یه تراوش ذهنی دیگه:

"فرش من"

شب

سکوتش

همه در کنار هم

ماه را می بوسند

نور را می ریسند

فرش می بافند

لمس باید کرد این فرش را...

                                                                          " باران "

 


رستم

 

می اید رستم روزی دور از این بیگانه مردم

می اید دور از چاه های مرگ

نوش دارو های بی اثر

 شاید

میرود راه

کناره کلید مرگ ان  روز،

پهلوان دل نازکم،رستم

طلب کن!

چشم بگشای!

 این قریب روز اید روزی

بر خیز از این خاک غریب

قصه ی این قاصدک

هم نشینی با باد است

دست دادن با اب است

تو خوب می دانی

 این که  می کوبد بر در دست های فریبنده اش را

این که اینجا ایستاده کناره سایه مرگ

جدال باور اینه و توست...

      " باران اکرامی "                       


مهتاب

مهتاب را حس کرده ام

در وزش باد، در پیچش علفزار

میان قصه شب و راز هایش

اری خدایی است

می گوید مهتاب ز فسون افسانه هایی بی رنگ

قصه ای باید گفت

راه را باید جست،

باد را فهمید

خاک را بو کرد

باید از اب پرسید که چرا نیست نظاره گر سایه ی ماه!

       

                                 " باران"


 

سلام به همه

شرمنده یه چند وقتی داشتم عقده دوران دانشگاه خالی می کردم نتونستم وب upکنم

ببخشششششششششششششیدخجالتخجالت

مطلب پایین از فیس بوک پـَـَـ نــه پـَـَــــ

 

سوار تاکسی شدم. یارو صدای ضبطشو تا ته زیاد کرده بود. میگم میشه صدای ضبطتونو کم کنید؟ میگه اذییتتون میکنه؟!
پـَـَـ نــه پـَـَــــ گفتم کم کنی این یه تیکشو من بخونم ببینی صدای کدوممون بهتره!


رفتم دستشویی عمومی در میزنم میگم یکم سریع تر. میگه شمام دستشویی داری؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ اومدم ببینم شما کم و کسری نداری ؟!

رفتم دنبال دوستم، زنگ خونه رو زدم میگم منتظرم، میگه بیام پایین؟
میگم پـَـَـ نــه پـَـَــــ بیا بالا پشت بوم، با هلیکوپتر اومدم

با دوستم رفته بودیم استخر غریق نجات اومده میگه میخوایین شنا کنین؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ اومدیم تو آب حل بشیم به عنوان املاح معدنی مردم استفاده کنن

سوسکه را کشتم جنازشو ورداشتم ببرم بندازم بیرون. همسرم بین راه نگاه میکنه میگه کشتیش؟
میگم : پـَـَـ نــه پـَـَــــ تو دستشویی خوابش برده بود دارم میبرمش تو رختخوابش بخو ابه

سر کلاس آیین نامه رانندگی پلیسه یه تابلو را از من پرسیده. میگم عبور دوچرخه ممنوع. میگه این دوچرخه است؟
میگم پـَـَـ نــه پـَـَـــ تانکه. میگه پـَـَـ نــه پـَـَـــ و مرض! هنوز فرق دوچرخه با موتورگازی را نمیدونی؟

به دوستم میگم دارم واسه چند روز میرم آبادان. میگه واسه کار داری میری؟
یه دماسنج خریدم دارم میرم تو دمای بالای 50 درجه تستش کنم

رفتم الکتریکی می گم آقا سه راهی دارین؟ میگه سه راه برق؟!!!
پـَـَـ نــه پـَـَــــ سه راه آذری، دربست

نصفه شب یکی از بالا درمون پرید تو حیاط داداشم گفت علی دزده؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ "زوروِ " داره از دست گروهبان گارسیا در میره

پسره اومده خواستگاریم میگم من الان می خوام درس بخونم می گه یعنی چند سال دیگه می خوای ازدواج کنی؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ 10 دقیقه صبر کنی این صفحه رو بخونم درسم تموم میشه

یارو نشسته کنار خیابون نوک دماغش چسبیده به زمین. دوستم میگه : معتاده؟!
میگم پـَـَـ نــه پـَـَــــ میخواد انعطاف بدنشو به رخ بکشه

کارتمو دادم به بلیط فروش مترو میگه شارژش کنم؟
میگم پـَـَـ نــه پـَـَــــ میرم از شارژ خورشیدی استفاده می کنم

بچه داییم به دنیا اومده. همه خوشحال و اینا. مامان بزرگم برگشته میگه حالا میخاین براش اسم بذارین؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ میخایم همین جوری ولش کنیم اسمش بشه نیـــــو فولدر

به دوستم میگم من عاشق این ماشین شاسی بلندام. میگه منظورت پرادو و رونیزو ایناست؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ منظورم کامیونو تراکتورو ایناست!

روی نیمکت توی پارک، روزنامه دستمه... اومده میگه... روزنامه میخونی؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ سبزی خریدم نمیدونم لای کدوم صفحه گذاشتم

دراز کشیده بودم لب استخر. دوستم میگه آفتاب می گیری؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ با خورشید مسابقه گذاشتیم، هر کی دیرتر بخنده برندس !

رفتم بچه خواهرمو از مهدکودک بیارم. مربیه میگه بچه رو میبریدش؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ همینجا میخورمش

دارم کباب درست میکنم رو منقل و سیخای کبابو میگردونم. اومده خودشو لوس کرده با لحن بچه گونه میگه کباب درست میکنی؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ دارم فوتبال دستی بازی میکنم

جلو عابر بانک تو صف وایسادم یارو می گه ببخشید شمام پول میخاین؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ خونه کامپیوتر نداریم میام اینجا فیس بوکم رو چک کنم

رفتم دفتر هواپیمایی میگم عجله دارم میشه پرواز امروز شیراز رو واسم چک کنید؟ میگه اگه جا داد بگیرم؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ نگیر بذار پر شه من فردام میام چک میکنم با هم بخندیم

تو حیاط دانشگاه تو انگلیس دارم با دوستم فارسی حرف میزنم، یارو اومده میگه خانوم شما ایرانی هستین؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ انگلیسی هستیم فارسی یاد گرفتیم بتونیم صادقی گوش بدیم!

تو پارک رفتم دستشویی اومدم بیرون یکی جلومو گرفته! میگم پولیه؟
مبگه پـَـَـ نــه پـَـَــــ من اینجا نشستم پشه ها نیان تو حین کار براتون مزاحمت ایجاد کنند

از خونه زنگ زدم فست فود غذا بیارن، طرف میگه بفرستم واستون؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ آپلود کن، لینکش رو بده، دانلود میکنم

میگن کریستف کلمب وقتی رسید به امریکا سرش رو از پنجره کشتی کرد بیرون از یه سرخ پوست پرسید داداش اینجا آمریکاست؟
سرخ پوسته گفت پـَـَـ نــه پـَـَــــ ژاپنه ما هم چون شلوار پامون نیست از خجالت قرمز شدیم

رفتم داروخونه، میگم باند دارین؟ میگه باند پانسمان؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ باند فرودگاه ! میخوام فرود بیام !

جلو توالت عمومی… آقاهه میگه ببخشید شما هم تو صف توالت وایسادین؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ ما سوسکیم اومدیم عید دیدنی

تو رستوران پیشخدمتو صدا کردم. میگم آقا توی سوپ من مگس افتاده! میگه مرده؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ هنوز زندست، داره شنا میکنه، صدات کردم بیایی نجاتش بدی!

تو صف بربری نوبتم شده یارو میگه بربری میخوای؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ اومدم از شاگردت تایپ یاد بگیرم

با ماشین افتادیم ته دره یارو میگه زنگ بزنم آمبولانس بیاد؟
میگم : پـَـَـ نــه پـَـَــــ یه مشکل درون خانوادست خودمون حلش می کنیم

صدای خروپفش کشتمون ! تکونش دادم از خواب پریده، میگه سر صدام اذیتت می‌کنه؟
میگم پـَـَـ نــه پـَـَــــ جنس صداتو دوست دارم می‌خواستم بت بگم سعی‌ کن تو اوج که میری رو تحریرات بیشتر کار کنی‌!

تو تاکسی تنها نشستم میخوام کرایه حساب کنم طرف میگه 1 نفر؟!
میگم پـَـَـ نــه پـَـَــــ 2 نفر حساب کن خورزوخان هم هست

حالا از تاکسی پیدا شدم به راننده نیگا میکنم، میگه باقی پولتو میخوای؟
میگم پـَـَـ نــه پـَـَــــ میخوام یه دل سیر نیگات کنم که میری دلتنگت نشم!

داریم راه میریم با دوستام پام پیچ خورده، خوردم زمین میگه کمک می‌خوای؟
میگم پـَـَـ نــه پـَـَــــ شماها خودتونو نجات بدین من اینجا میمونم مقاومت می‌کنم

=================
شونه آدم که هیچی...

شونه تخم مرغم پیدا نمی شه سرمونو بذاریم روش یه دل سیر گریه کنیم...


Weblog Themes By Pichak

<< مطالب جدیدتر ........ مطالب قدیمی‌تر >>


فروشگاه اينترنتي ايران آرنا